|
میدانم این گ و ز برای خوردن زیادی شور است اما کاش هر زن ایرانی فقط یک روز تجربه ی تو بودن را داشت... کاش من ، فقط یک روز + دوشنبه 27 خرداد1387--تی تی | به دعوت آبستن، شیخ و تمشک اگه بفهمم فقط 24 ساعت از عمرم مونده چیکار میکنم خب کار نیمه تموم که ندارم احتمالا فقط باید یه سر برم آموزشگاه.ازونور میرم دانشگاه احتمالا اگه بتونم استاد برکت و نیکویی و حساس خواه رو بغل کنم! تو فاصله این دوجا به همه دوستای اینجام زنگ میزنم میگم فلان ساعت خونه م باشین.البته احتمالا همه جا نمیشن چون خونه ی منو مور جان خیلی کوچیکه.بعد هی همه شونو ماچ میکنم.(تمشکو بیشتر)کلی عکس فوتبالی میگیریم.بعد میرم شهر خودمون، موچه هم حتما بام میاد تو راه به همه دوستا و فک و فامیلی که دوسشون دارم زنگ میزنم میگم شب خونمون باشن.وقتی رسیدم میرم کنار دریا (آخه خیلی دوس دارم) یه عالم پاستیلو آب انار میخورم. به دوستای دورم (مسافت) زنگ میزنم.شبشم که میمونیه دیگه.تا خرخره میخورم.مطمئنم که خیلی میخورم & خیلی میقِرم.باز کلی عکس میگیریم.آخه درک میکنم خیلی حس باحالیه واسه بقییه که چن وقت قبل مردن کسی باش خاطره داشته باشن.آخر شب دیگه میرسه به قسمت اشک و آه قضییه.حساس،بابا،بانو،نفیت،بامزی(که دوست داشتنی ترین ها هستن تو خونواده م و مورچه (که از خونواده م جدا نیست) رو کلی بغل میکنم محکم محکم محکم.یه کم عرعر میکنم.چون تازه داره باورم میشه راس راسی قراره بمیرم. راستی خیلی دلم میخواد آخرین کسی که دوسش داشتمو ببینم اگه بشه. شبو نمیخوابم.باز لیستمو نگا میکنم ببینم به کیا زنگ نزدم.عکسامو نگا میکنم.یه سر به SLEEPER میزنم.تا صب مشغولم خلاصه.دم دمای صبم میرم دوش میگیرم.آدم وقت مردنم باید بو تمیزی بده.یه چیزی م میخورم که تو را گشنه م نشه.بعد رو تختم دراز میکشم منتظر ... اینجانب افیون و ملپی را دعوت میکنم + پنجشنبه 23 خرداد1387--تی تی | اگه دو ساعت برق ژاپن بره امریکا تو تکنولوژی به ژاپن میرسه.ولی اگه دو ساعت برق ایران بره ، ایران تو جمعیت به چین میرسه. زمانی اینا اس ام اسایی بود که جنبه ی fun داش مثلا.ایشالا این تابستون یه چینم میرسیم! + سه شنبه 14 خرداد1387--تی تی | مثل آن فاحشه ای شده ام که هر بار به تنش امید واهی رضایت میدهد. حقیقت اینکه هیچ کس دیگر به نظر خاص نیاید زهر مار است. و سوالی که :" من واقعا پرتوقعم؟ " و تمام این خوشی های تک نفره ... مرا نمیکُشد عذاب میدهد. ذات وابسته ی من مدتها به امید آویزان شدن به هر دیواری چنگ انداخت.دریغ از میخ روی دیوار. این روزها همه چیز را بیشتر دوست دارم. بیشتر میخندم.محکمتر شده ام.پوستم کلفت شده.کم کم سنگ میشوم... خاکستری جدیدی ها "سگ جان" صدایم میکند. نمیدانید "سگ جان" در این هوای بارانی چقدر دلش میخواهد که دلش آغوش کسی را بخواهد. + شنبه 11 خرداد1387--تی تی
و من هرچه که نگاه میکنم جر تعدادی قیف نمیبینم قیف هزاری هم که دهن گشاد نهایتا به یک لوله ختم میشود *بروز احساسات کمک بسیار بزرگیست در حد ش ا ش ی د ن آدم را تخلیه میکند. تا حالاامتحانش نکرده بودم. + دوشنبه 30 اردیبهشت1387--تی تی |
سیزدهمون خونه ی "ش" اینا بدر شد ساعت ۵ صب بین ناله و گریه و بهت خودش نبود نمیدونم دقیقا کجا بود اما میگن از کما رف اونجا دیگه م نمیاد + چهارشنبه 14 فروردین1387--تی تی |
پارسال که ویلبر نبودید امسال حداقل تنپلتون باشید! *من برگشتونده شدم.سر میزنم.تلق تولوقتونم مبارک. + سه شنبه 28 اسفند1386--تی تی |
من تا دیشب فکر میکردم متین بودن ها + سه شنبه 25 دی1386--تی تی |
سکوت من از آن n مضرابی هاست که همه ی
خط ها را میشود باهاش خواند. + جمعه 14 دی1386--تی تی | دنبال دمم میدوم و پارس میکنم + سه شنبه 13 آذر1386--تی تی | مغز نداشته مان ارتباط تنگاتنگی با معده مان دارد.ازین روست که این روزها از معده درد رو به قبله ایم به حمدالله. + پنجشنبه 1 آذر1386--تی تی | وقتی میگن آسمون همه جا همین رنگه ترجیح میدم مال من قهوه ای گ/هی باشه تا آبی... |: + جمعه 18 آبان1386--تی تی |
-ما نمیدانیم اگر قرار بود دیروز این همه مرگ بر سر امریکا بکوفیم حکمت سفر محمود چه بوده پس؟ هیچ سر ازین صلح طلبی در نمی آریم. --اینجا رو دوست دارم من که نرفتم. *دلم گرفته بود اون روزا.خیلی زیاد.یه چیزی باز بهم یادآوری شد. از هیچکی نباید توقع داشت. + دوشنبه 14 آبان1386--تی تی |
بسیار عالی موضوع بحث جنبش زنان در ایران بودو بیشتر شرکت کنندگان را (بطور کاملا محسوس) پسران تشکیل میدادند.چقدر مدافع داریم ما خوش به حالمان!(بسیاری از آنها پسران چشم چران دانشگاه بودند) یک پسری هم آن بالا های سالن نشسته بود که فیگورش آدم را یاد "پهلوانان نمیمیرند "می انداخت بدون اجازه داد میزد.صحبتهای بیربطش را با چنان لحن بی ادبانه ای به استاد سخنران پرتاب میکرد که آدم در صندلی فرو میرفت از فرط خجالت. بگذریم ازینکه استاد هم مبحث را همچین خوب کاور نفرمود الحق و الانصاف حضار هم از هیچ کوششی جهت اثبات عدم برخورداری از شعور فروگذار نکردند. خاک عالم به سر به خانه برگشتیم! *جناب آقای استاد در تلفظ سین و ز مشکل داشتند. سینشان میزد. **یکی از اساتید ما هم درین جلسه حضور داشتند.خانمی بی نظیر! حواسمان بهشان بود ببینیم انسانی به این حد فرهیخته و فهمیده به کسی به خاطر ضعف در تکلم میخندد یا که نه.طفلی گویا خودش را کنترل میکرد.همچین که آقای دکتر با تاکید فراوان فرمود: سی درصد زنان!!! گل از گل محبوبمان شکفت! :ی + جمعه 4 آبان1386--تی تی |
روزهایم به ولگردی های مردی مست میماند.گنگ و بی حواس.آزاد و بی هراس. اعتراف میکنم.یک جایی،یک جوری گره خورده ام به دوست داشتنی ها و منفور ها ، به این ... هرچه که اسمش را میگذارید.زندگی! من به این نکبت معتادم. و میان بازوان سرگیجه چه کیفور فکر میبافم. *آن طفلی شهرام از طایفه ی ناظری بود عزیزان! + دوشنبه 30 مهر1386--تی تی |
بعضی ها شانسشونو از دست میدن
+ پنجشنبه 26 مهر1386--تی تی |
دعوتمان کرده اند.از این بازی های بلاگیست.اینطور که ما فهمیدیم باید حس خودمان را درباره ی دوستان لینک شده مان بگوییم.یعنی چیزی که بعد از دیدن لینکشان به ذهنمان می آید. *پودر شدیم. در هر حال مرسی لاله جان! + چهارشنبه 25 مهر1386--تی تی |
ترم جدید را شروع کردیم میان مردم کوتاه قد، حتی دو میلی متر قد کشیدن هم کفاره دارد! *ما اگر اندکی بی شخصیت تر از اینی که هستیم بودیم گیس خیلی ها را میکشیدیم تا آن چه خود هستند را به دیگران ربط ندهند. + شنبه 14 مهر1386--تی تی |
President ِمان فرمودند: "ما در تاریخمان به کشوری حمله نکرده ایم." "ماهواره به اون شکل ممنوع نیست.دستور مجلسه اما مردم ما به طور وسیع استفاده میکنن!!" *حالمان بد است.بدجوری بد! + چهارشنبه 4 مهر1386--تی تی |
این... *دلمان گرفته بود گفتیم نوحه بخوانیم شما هم مثل ما چیز شوید! + دوشنبه 2 مهر1386--تی تی |
No moonlight , No vodka I just can stare at the cloudy sky and think about the moonlight, .drink a tea and think of vodka .And listen to the song Nothing to feel , Nothing to taste We just can hear a whisper And think about that MAYBE ONEDAY!!! + پنجشنبه 29 شهریور1386--تی تی |
در همان کتاب از زبان شخصیت دیگری گفته: و کشف تی تی: در مورد آخری خودتان به قضاوت بنشینید.یا هم بایستید. *پس از تعمقات بسیار در این جمله در مورد آبستن جان هم به نتایجی رسیدم!شرمنده.انصافا شک برانگیز بود + دوشنبه 19 شهریور1386--تی تی |
ارنستو *وقتی جنبه ی نگاه کردن به آلبوم یک شخصیت بزرگ تاریخی را نداشته باشی. + یکشنبه 18 شهریور1386--تی تی |
جای یک چیزی بین Quick comment ها کم است.دقیقا زیر BEST 360 EVAR! *من باادبم ، صرفا در تربیتم کم توجهی شده. + یکشنبه 18 شهریور1386--تی تی |
در مملکتمان گاهی معجزه میشود اساسی.طرف سوار پیکان صفر نشده میپرد تو کشتی آن هم کشتی آقا.آقا بهش پیشنهاد بساز بفروشی میدهد.خوشا به سعادتش! گاهی در و گوهر میفشانند."چه معنی دارد مملکت اسلامی اینترنت داشته باشد؟" دست میزنیم زیر چانه دنبال یک نکته در برنامه های طنزمان که خرکیف شویم و بگوییم: بلی!
*ملودی آهنگ Nothing else matters را گذاشته اند در برنامه ی کوله پشتی.وای بر ما وای! + جمعه 16 شهریور1386--تی تی |
یک ضرب المثلی نیست محض رضای خدا به بعضی ازین مخلوقات بگوید: وقتی چیزی برای چ-سی آمدن نداری نیا تصدقت.نمیمیری! ملت نمیگوید بلد نبود. باشد که به واسطه ی گاز درونی معده ات سنگین تر و در نتیجه جذابتر به نظر بیایی.همه کاری باید شرافتمندانه باشد! *پیشنهادی: چ-سی نیا بهر کسی ، اول خودت بعدا کسی. + جمعه 9 شهریور1386--تی تی |
بغض داره خفه م میکنه. لِ هَ مْ edited:نه آن شب نه شب هایی دیگر هیچ سانازی با تی تی تماس نگرفت.نه مذکر ، نه مونث.نه هر دو. تف به گور نداشته م.منم یه احمقم مثه همه.منتها احمقی که (...)*نه همون که اول گفتم. *حذف شد. + پنجشنبه 8 شهریور1386--تی تی |
دیشب صدایی مردانه از همسایگی می آمد که داد میزد امشب صدای عربده نمی آید.حال بنده خوب نیست.احساسی شبیه تهوع دارم. دوستان انگار میدانند تی تی اینجا آنقدر تنهاست که گاهی غاز هم به چرا میبرد.امشب بمباران تماس ناموفق و پیام کوتاهمان نمودند با نمره های ناشناس.بنده هم که سنگینم و رنگینمو ننگینم.گفتم کور و کرم. حالم بد است جدا".دلم یک ساناز میخواهد که سرش فریاد بزنم. *ساناز سربازی رفته ای؟! + سه شنبه 6 شهریور1386--تی تی |
|