تبليغاتX
Sleeper

میدانم این گ و ز برای خوردن زیادی شور است اما کاش هر زن ایرانی فقط یک روز تجربه ی تو بودن را داشت...

کاش من ، فقط یک روز

                             

+  دوشنبه 27 خرداد1387--تی تی |


به دعوت آبستن، شیخ و تمشک

اگه بفهمم فقط 24 ساعت از عمرم مونده چیکار میکنم

 

خب کار نیمه تموم که ندارم احتمالا فقط باید یه سر برم آموزشگاه.ازونور میرم دانشگاه احتمالا اگه بتونم استاد برکت و نیکویی و حساس خواه رو بغل کنم! تو فاصله این دوجا به همه دوستای اینجام زنگ میزنم میگم فلان ساعت خونه م باشین.البته احتمالا همه جا نمیشن چون خونه ی منو مور جان خیلی کوچیکه.بعد هی همه شونو ماچ میکنم.(تمشکو بیشتر)کلی عکس فوتبالی میگیریم.بعد میرم شهر خودمون، موچه هم حتما بام میاد تو راه به همه دوستا و فک و فامیلی که دوسشون دارم زنگ میزنم میگم شب خونمون باشن.وقتی رسیدم میرم کنار دریا (آخه خیلی دوس دارم)

یه عالم پاستیلو آب انار میخورم.

به دوستای دورم (مسافت) زنگ میزنم.شبشم که میمونیه دیگه.تا خرخره میخورم.مطمئنم که خیلی میخورم & خیلی میقِرم.باز کلی عکس میگیریم.آخه درک میکنم خیلی حس باحالیه واسه بقییه که چن وقت قبل مردن کسی باش خاطره داشته باشن.آخر شب دیگه میرسه به قسمت اشک و آه قضییه.حساس،بابا،بانو،نفیت،بامزی(که دوست داشتنی ترین ها هستن تو خونواده م و مورچه (که از خونواده م جدا نیست) رو کلی بغل میکنم محکم محکم محکم.یه کم عرعر میکنم.چون تازه داره باورم میشه راس راسی قراره بمیرم. راستی خیلی دلم میخواد آخرین کسی که دوسش داشتمو ببینم اگه بشه.

شبو نمیخوابم.باز لیستمو نگا میکنم ببینم به کیا زنگ نزدم.عکسامو نگا میکنم.یه سر به SLEEPER  میزنم.تا صب مشغولم خلاصه.دم دمای صبم میرم دوش میگیرم.آدم وقت مردنم باید بو تمیزی بده.یه چیزی م میخورم که تو را گشنه م نشه.بعد رو تختم دراز میکشم منتظر ...

 

اینجانب افیون و ملپی را دعوت میکنم

+  پنجشنبه 23 خرداد1387--تی تی |


اگه دو ساعت برق ژاپن بره امریکا تو تکنولوژی به ژاپن میرسه.ولی اگه دو ساعت برق ایران بره ، ایران تو جمعیت به چین میرسه.

زمانی اینا اس ام اسایی بود که جنبه ی fun داش مثلا.ایشالا این تابستون یه چینم میرسیم!

+  سه شنبه 14 خرداد1387--تی تی |


مثل آن فاحشه ای شده ام که هر بار به تنش امید واهی رضایت میدهد.

 

حقیقت اینکه هیچ کس دیگر به نظر خاص نیاید زهر مار است.

و سوالی که :" من واقعا پرتوقعم؟ "

و تمام این خوشی های تک نفره ... مرا نمیکُشد عذاب میدهد.

ذات وابسته ی من مدتها به امید آویزان شدن به هر دیواری چنگ انداخت.دریغ از میخ روی دیوار.

این روزها همه چیز را بیشتر دوست دارم. بیشتر میخندم.محکمتر شده ام.پوستم کلفت شده.کم کم سنگ میشوم... خاکستری جدیدی ها "سگ جان" صدایم میکند.

 

نمیدانید "سگ جان" در این هوای بارانی چقدر دلش میخواهد که دلش آغوش کسی را بخواهد.

+  شنبه 11 خرداد1387--تی تی


 

و من هرچه که نگاه میکنم

جر تعدادی قیف نمیبینم

قیف هزاری هم که دهن گشاد نهایتا به یک لوله ختم میشود

*بروز احساسات کمک بسیار بزرگیست در حد ش ا ش ی د ن آدم را تخلیه میکند. تا حالاامتحانش نکرده بودم.

+  دوشنبه 30 اردیبهشت1387--تی تی |


 

سیزدهمون خونه ی "ش" اینا بدر شد

ساعت ۵ صب

بین ناله و گریه و بهت

خودش نبود

نمیدونم دقیقا کجا بود اما میگن از کما رف اونجا دیگه م نمیاد

 

+  چهارشنبه 14 فروردین1387--تی تی |


 

پارسال که ویلبر نبودید

امسال حداقل تنپلتون باشید!

 

*من برگشتونده شدم.سر میزنم.تلق تولوقتونم مبارک.

+  سه شنبه 28 اسفند1386--تی تی |


من تا دیشب فکر میکردم متین بودن ها
کرشمه نیامدن ها
ریز نخندیدن ها
بی اعتنا راه رفتن ها
کرم نریختن ها
زلف پریشان نکردن ها
یک رنگ بودن ها
گزارش دادن ها (!)
پا به پا شیطتنت نکردن ها
سخت بودن ها
یم نقطه ی اختلافی شود بین من و خیلی ها ... که نشد.
راستش را بخواهی دیگر خسته تر از آنم به امید اینکه باور شوم فریاد بزنم فاحشه نیستم.
میخواهم هر چه "نون" اول آن 5 عبارت بوده را بردارم بگذارم اول افعال 5 عبارت بعدی . حداقلش اینکه به اشتباهات اطرافیانم پایان میدهم.چه فرقی میکند؟
هر چه که خورده باشی ... از اسپاگتی تا غذای سگ، پس که بدهی یکی میشود.گیرم بویش کمی متفاوت تر.

من اگر میتوانستم؛اگر آن شعوری که انکارش کردی اجازه میداد...

*شرمنده ات شدم. من هیچ وقت مثل تو و دیگرانی نخواهم بود.که به بهانه ی عشق به خودشان اجازه ی توهین میدهند و خیلی ساده اسمش را میگذارند حساسیت ناشی از علاقه ی زیاد!
همیشه شک مانع احساساتم میشده .نمیفهمم این جماعت چطور این همه مشکوک عشق میورزند.
**شرمنده ام از روی خودم که اینقدر کنترل از دست دادم.که اینقدر میخواهم خودم نباشم.که اینقدر میخواهم ... باشم.


+  سه شنبه 25 دی1386--تی تی |


سکوت من از آن n مضرابی هاست که همه ی خط ها را میشود باهاش خواند.
و حداقلش این که به آرزوی خوش برو رو شدن ، خودش را آلوده ی هزار نقطه نمیکند.

هیچ گاه ترانه نبوده ام
شکل و شمایلم بهش نمی آید
اما
با همان سکوت تا مرگ میرقصم.

 
*تی تی واقعا یادش نمی آید چند وقت است یک مرد (به معنای معنوی اش) ندیده!

+  جمعه 14 دی1386--تی تی |


دنبال دمم میدوم و پارس میکنم
همه ی تصاویر میگذرن اما دوباره تکرار میشن
دور بعد و دور بعد
این بار خلاف جهت عقربه های ساعت میچرخم... بازم.
گلوم گرفته ازین همه وق وق
پاهام خسته س ازین همه سگ دو.واسه حرفایی که نزدم و راهایی که نرفتم.

*امروز تو کلاس گرامر همه ی صداها بلند بود.خیلی دوس داشتم  پاچه ی اون دختره ی نکبتو بگیرم. ولی نتونستم. خیلی بو میداد!
**میخواستم تی تی را بمیرانم خاکستری رایم را زد.مدتی خود را میمیرانم.بعد یک مسیح پیدا میکنم زنده ام کند؛ برمیگردم.

+  سه شنبه 13 آذر1386--تی تی |


مغز نداشته مان ارتباط تنگاتنگی با معده مان دارد.ازین روست که این روزها از معده درد رو به قبله ایم به حمدالله.
اما اگر یک جا به جایی در مکان یا وظایف معین این دو عضو صورت میگرفت کلی مشکل حل میشد.
حداقلش این که طرق مختلف دفع این افکار ملعون را میدانستیم اینگونه BEEP پیچ نمیگشتیم.

*ازین بازی قشنگه عقب افتادم من...
ببینم اگه حرکت لوسی نیس شاید امشب تو ادامه مطلب گذاشتمش.
**ما تا بحال مدفوع حقیقی میل نکردیم.هر چه بوده مجازی بوده.اما فکر نکنیم آلومینیم ام جی .اس. چیزی کم از خیلی چیزها داشته باشد.

 

+  پنجشنبه 1 آذر1386--تی تی |


وقتی میگن آسمون همه جا همین رنگه ترجیح میدم مال من قهوه ای گ/هی باشه تا آبی... |:

+  جمعه 18 آبان1386--تی تی |


 

-ما نمیدانیم اگر قرار بود دیروز این همه مرگ بر سر امریکا بکوفیم حکمت سفر محمود چه بوده پس؟ هیچ سر ازین صلح طلبی در نمی آریم.
همیشه آنها که کم تر میدانند بیشتر ادعا میکنند. آنها که بیشتر نمیتوانند بیشتر قُد قُد! همینجوری یک روز مدارس تعطیل میشوند.که ثابت کنیم چقدر ناتوانیم.

--اینجا رو دوست دارم
همیشه، یعنی قبل اینکه بیام فکر میمردم پنجره نداشته باشه.ولی داره.میبنی؟
کتابمو جا گذاشتم.گنده رو جا گذاشتم.جا گذاشتم؟! نیاوردم.نباید میاوردم.
دوست دارم اینجارو.لباسم سفیده.بهم میاد.قبلنا میگفتن بهم میاد.هم سیاه میاد هم سفید.
لباس سیاهم دارن اینجا؟
کی میدونه من اینجام؟ کی فکر میکنه اینجا باشم؟ کسی فکرشو میکرد.
چرا اینجوری شد؟ اینجا خوبه ولی. دوسش دارم. به هیچ کس نمیگم بیادواطلا هیچ کس نباید بدونه.
هیچکی نباید بیاد.بهش بگین نیاد. احساس گناه میکنه.فکر میکنه تقصیر اونه. هرکی بیاد فکر میکنه تقصیر خودشه.خودشه؟ خودمه؟
بگین نیاد.بگین من رفتم. تا دیروز اینجا بودم...رفتم.
همه ناراحت میشن.

من که نرفتم.
اینجا رو دوس دارم. شب اگه اون یارو داد نزنه خوبه.
اینجا خوبه...بهش بگیم نیاد... دوست دارم.
تقصیر هیچکی نیست.
حمال... منو ببر خونه!

*دلم گرفته بود اون روزا.خیلی زیاد.یه چیزی باز بهم یادآوری شد. از هیچکی نباید توقع داشت.
امروز اما جفتک اندازی ام با خر رقابت میکرد!به خانه میجهم. گنده منتظرم است. دو روز در تخت خودم میمیرم.
**یک جاهایی، یک وقت هایی ، باید با تمام وجود گفت: گور پدرش.
گور پدرت!

+  دوشنبه 14 آبان1386--تی تی |


 

بسیار عالی موضوع بحث جنبش زنان در ایران بودو بیشتر شرکت کنندگان  را (بطور کاملا محسوس) پسران تشکیل میدادند.چقدر مدافع داریم ما خوش به حالمان!(بسیاری از آنها پسران چشم چران دانشگاه بودند)  یک پسری هم آن بالا های سالن نشسته بود که فیگورش آدم را یاد "پهلوانان نمیمیرند "می انداخت بدون اجازه داد میزد.صحبتهای بیربطش را با چنان لحن بی ادبانه ای به استاد سخنران پرتاب میکرد که آدم در صندلی فرو میرفت از فرط خجالت.
حتی یک سخنران زن نداشتند.

بگذریم ازینکه استاد هم مبحث را همچین خوب کاور نفرمود الحق و الانصاف حضار هم از هیچ کوششی جهت اثبات عدم برخورداری از شعور فروگذار نکردند.

خاک عالم به سر به خانه برگشتیم!

*جناب آقای استاد در تلفظ سین و ز مشکل داشتند. سینشان میزد.
تصور کنید بحث پر از کلمات و عباراتی نظیر : زنان ، سیستم مرد سالاری ، نیاز های زنان ، نقش زن در سیستم اقتصادی کشور ، ... باشد. طنز زیبایی بود خلاصه. به استخر هم استرخ میگفتند.

**یکی از اساتید ما هم درین جلسه حضور داشتند.خانمی بی نظیر! حواسمان بهشان بود ببینیم انسانی به این حد فرهیخته و فهمیده به کسی به خاطر ضعف در تکلم میخندد یا که نه.طفلی گویا خودش را کنترل میکرد.همچین که آقای دکتر با تاکید فراوان فرمود: سی درصد زنان!!! گل از گل محبوبمان شکفت! :ی

 

+  جمعه 4 آبان1386--تی تی |


 

روزهایم به ولگردی های مردی مست میماند.گنگ و بی حواس.آزاد و بی هراس.
چیزی شبیه خدا آنقدر نزدیک است که کنار چای هایم بغض میخورم.

اعتراف میکنم.یک جایی،یک جوری گره خورده ام به دوست داشتنی ها و منفور ها ، به این ... هرچه که اسمش را میگذارید.زندگی! من به این نکبت معتادم.

و میان بازوان سرگیجه چه کیفور فکر میبافم.

*آن طفلی شهرام از طایفه ی ناظری بود عزیزان!
**گونه هایم اشک کم می آورد.بعید است ... دور. می بری مرا؟!

+  دوشنبه 30 مهر1386--تی تی |


 

بعضی ها  شانسشونو از دست میدن
اما خیلیا نه
چون اگه خودتو بکشی هم نمیتونی چیزی که نداریو از دست بدی.
مثه خیلی چیزای دیگه
اینه که من هیچ وقت فکر نکردم کسیو از دست دادم.


*عزیزی تقریبا هم اسم ما شروع به فعالیت کرده بودند.بعد هم به منظور جلوگیری از سو تفاهم آدرسشان را عوض کردند.ما هم اعلام کردیم که مهربانان بدانند.نه ما ایشانیم نه ایشان ما.
**شاهکار شهرام دلبند هم مبارک همه مان
قدر آن چه را ایران دارد دیگران میدادند.لطفشان مستدام!

+  پنجشنبه 26 مهر1386--تی تی |


 

دعوتمان کرده اند.از این بازی های بلاگیست.اینطور که ما فهمیدیم باید حس خودمان را درباره ی دوستان لینک شده مان بگوییم.یعنی چیزی که بعد از دیدن لینکشان به ذهنمان می آید.
مورچه - سر به هوای دوست داشتنی
همه - فیلترینگ
نی نی  - حس مادرانه
پدر خوانده - دل درگیری
آبستن جان - تفاهم
لاله - ساده و مهربان
عادت میکنیم - پر از من و تو
پیامبر دیوانه - شاملو و کلی تفاوت
گل یا آتش - قرنی یک پست
افاضات - کوتاه
Frozen - سیاه سرخ سرد
Caliope - بر باد رفته
Hostile -  مغز گیجه های یک عدد درگیر بلوغ
Last Melpomene - شهاب :ی 
Bingala - مکاشفات
Veroneeque - تنبل
Cool rude guy - Hard Abusive
LittlebeE - آب طالبی (همیشه ستودنی)
گواش - خودسانسوری
تقطیر - حس نداریم اکنون . دیر آمدند زود رفتند.
حس یازدهم - مباشر دست کج خدا :ی (کاغذهاش را میدزدد)
کدئین - حرفی برای گفتن
آب رنگ - نیست
تکنولوژی خریت - مختصر و مفید
دنیای سه بعدی - دیر به دیر
سان شاین - نیست
افیون - رک شاید!
خاتون - دلبندمان است کلی چیز میز خوب در دلمان جوشید.نمیدانیم!
حکیم - مراجعه شود به تقطیر.
اعتراف - جدید دوست داشتنی
میکادونامه - یک خط دو خط
کرم دندون - دلیلی برای اثبات اینکه مردان احساس دارند
زیرپوش - اکتیو نیست اصلا.
ساهاک - غم لطیف

*پودر شدیم. در هر حال مرسی لاله جان!
**کامنت ها را ول کردیم. دیگربه ما نگویید خسیس ها!
***خواهیم آمد باز

+  چهارشنبه 25 مهر1386--تی تی |


 

 ترم جدید را شروع کردیم
به امید آنکه دیگر کسی پاچه مان را نگیرد که:  تو دوست پسرمو دزدیدی!
و ما بپرسیم کدامین پسر؟
و او یک دیلاق را به ما نشان دهد (که البت تا کنون رویت نشده بوده!) و ما دلمان برای خودمان جز بگیرد؛ کباب شود و... دیگر مصیبتها که ما یعنی اینقدر مفلوکیم که مظنون به سرقت این وامانده شده ایم؟
شاید هم حق با آنهاست وقتی بعد از مهد کودک این اولین مکان اختلاط دو جنس باشد کمی هُل شدن احتمالا طبیعی ست. ما ادراک نداریم. این هم مهد کودک بزرگسالان است.
و اما من
از زمانی که یادم می آید وصله  پینه ام میکردند به اسمهایی که حتی نشنیده بودمشان و اتفاقاتی که حدس هم نزده بودمشان. نمیدانم این را باید جز خواص محیط های کوچک به حساب آورد یا منصفانه است اگر به اختلالات روحی افراد ربطش دهیم؟

میان مردم کوتاه قد، حتی دو میلی متر قد کشیدن هم کفاره دارد!

*ما اگر اندکی بی شخصیت تر از اینی که هستیم بودیم گیس خیلی ها را میکشیدیم تا آن چه خود هستند را به دیگران ربط ندهند.

+  شنبه 14 مهر1386--تی تی |


 

President ِمان فرمودند: "ما در تاریخمان به کشوری حمله نکرده ایم."
نادر شاه افشار مصری بوده گویا. ما تا امشب فکر میکردیم ایرانی ست!

"ماهواره به اون شکل ممنوع نیست.دستور مجلسه اما مردم ما به طور وسیع استفاده میکنن!!"

 *حالمان بد است.بدجوری بد!

+  چهارشنبه 4 مهر1386--تی تی |


 

این...

                                

 
شاید شبیه من باشد.که شکستن را به روی خودش نمیاورد.باز هم درد در حلقش میریزند.
 باز هم میبلعد.ترک بر میدارد.

*دلمان گرفته بود گفتیم نوحه بخوانیم شما هم مثل ما چیز شوید!
**مورچه هم انگار دست کمی از ما ندارد امشب.این داریوش هم با آن صدای وامانده اش میخواند.ما مینالیم.

+  دوشنبه 2 مهر1386--تی تی |


 

No moonlight , No vodka

I just can stare at the cloudy sky and think about the moonlight,

.drink a tea and think of vodka

.And listen to the song

Nothing to feel , Nothing to taste

We just can hear a whisper

And think about that

MAYBE ONEDAY!!!

+  پنجشنبه 29 شهریور1386--تی تی |


 


من الان خیلی سرخورده ام.یکی دو روز هم هست که یک لکه ی فرمز در چشم چپم دلبری میکند.احتمالا گریه کرده ام از اندوه زیاد.شاید خودکشی هم کرده ام یادم نمی آید.
باز هم به ما انگ همجنسگرایی زده اند! با این تفاوت که دفعات پیش شک بر این بود که مشکل جنسی داریم . این بار گمان میکنند مشکلمان صرفا روحیست.
گاب در کتاب عشق سالهای وبا ش از زبان طبیبی گفت:
مردم دودسته اند.یک آنهایی که راحت میتوانند قضای حاجت کنند، دو آنهایی که نمیتوانند.
آنفرچنتلی بنده جز دسته ی دوم هستم

در همان کتاب از زبان شخصیت دیگری گفته:
آدمها دو دسته اند.آنهایی که استعداد عشق ورری دارند و آنهایی که ندارند.
مسلما باز من بی استعدادم که این همه سو تفاهم در مورد مسائل فیزیکی و منتالی م پیش می آید.

و کشف تی تی:
آدمها دو دسته اند.آنهایی که درس خواندن بهشان می آید و آنها که که بهشان نمی آید.
سه ماه اینجا خودکشی کردم.مخم خزه بست.آب پز شدم.در نهایت فهمیدم واحدهای آن درسی که در غربت کلاسهایش را رفتم تا کمی جلو بیفتم را در دانشگاه حذف کردند!سرزمینی که در آن باید از روی معده عمل کرد!

در مورد آخری خودتان به قضاوت بنشینید.یا هم بایستید.

*پس از تعمقات بسیار در این جمله در مورد آبستن جان هم به نتایجی رسیدم!شرمنده.انصافا شک برانگیز بود
**نکته ی اخلاقی: وقتی در حال غرق شدنی چنگ بیانداز و فرو ببر!

+  دوشنبه 19 شهریور1386--تی تی |


 

ارنستو
رعنای من!
نمیدانم جبر زمانه بوده یا شیطنتت های رفیقت کاسترو.شاید هم تقصیر علم است که اینقدر دیر پیشرفت کرد.
شاید اگر فریز میشدی
الان برایت گل گاو زبان دم میکردم اینقدر جوش نزنی.
هالیوود بیشتر از کوبا به تو نیاز داشته بی پدر.

*وقتی جنبه ی نگاه کردن به آلبوم یک شخصیت بزرگ تاریخی را نداشته باشی.

+  یکشنبه 18 شهریور1386--تی تی |


 

جای یک چیزی بین Quick comment ها کم است.دقیقا زیر BEST 360 EVAR!
چیزی مثل "چه انی!"

*من باادبم ، صرفا در تربیتم کم توجهی شده.

+  یکشنبه 18 شهریور1386--تی تی |


 

در مملکتمان گاهی معجزه میشود اساسی.طرف سوار پیکان صفر نشده میپرد تو کشتی آن هم کشتی آقا.آقا بهش پیشنهاد بساز بفروشی میدهد.خوشا به سعادتش!

گاهی در و گوهر میفشانند."چه معنی دارد مملکت اسلامی اینترنت داشته باشد؟"
ساکنان سرزمین بعضی اوقات تشخیص هم میدهند.موسیقی و مجسمه سازی فساد می آورد با خودش.
در مملکتمان ظرف روغن نباتی تولید میشود مثل شمش!  "دیگر دست را نمیبُرَد" به ما چه که آن بی دینان فرت فرت ماهواره می اندازند به فلک؟

دست میزنیم زیر چانه دنبال یک نکته در برنامه های طنزمان که خرکیف شویم و بگوییم: بلی!
آزادی بیان که داریم میماند آزادی پس از بیان.ما به ریش نداشته مان خندیده ایم.


مرحبا! اینجا همان خاکیست که آزادی اش تقریبا مطلق است.تحریممان کنید!خودمان میسازیم. هسته اش را داریم.

*ملودی آهنگ Nothing else matters را گذاشته اند در برنامه ی کوله پشتی.وای بر ما وای!
**ما بسی حیوونکی هستیم.

+  جمعه 16 شهریور1386--تی تی |


 

یک ضرب المثلی نیست محض رضای خدا به بعضی ازین مخلوقات بگوید: وقتی چیزی برای چ-سی آمدن نداری نیا تصدقت.نمیمیری! ملت نمیگوید بلد نبود.

باشد که به واسطه ی گاز درونی معده ات سنگین تر و در نتیجه جذابتر به نظر بیایی.همه کاری باید شرافتمندانه باشد!

*پیشنهادی: چ-سی نیا بهر کسی ، اول خودت بعدا کسی.
** این دو روزه هی آهنگهای مبتذل اجنبی ها را دی ال می کنم.گویی فنر قورت داده باشم ، قر میدهم آی قر میدهم!

+  جمعه 9 شهریور1386--تی تی |


!

 

بغض داره خفه م میکنه.
اما خفه نمیکنه حمال.

لِ هَ مْ

 

edited:نه آن شب نه شب هایی دیگر هیچ سانازی با تی تی تماس نگرفت.نه مذکر ، نه مونث.نه هر دو.

تف به گور نداشته م.منم یه احمقم مثه همه.منتها احمقی که (...)*نه همون که اول گفتم.

*حذف شد.

+  پنجشنبه 8 شهریور1386--تی تی |


 

دیشب صدایی مردانه از همسایگی می آمد که داد میزد
که فحش میداد.البته ناموسی نبود فحش هایش.
طرف هرکه بود زن بود.اسمش هم ساناز بود.آن طرف خط حرف میزد.
مرد عربده میکشید.گاهی انگار که بزند زیر گریه بعد ساکت میشد.باز داد و بیداد...
حال بنده بد شد.پنجره را بستم باز هم خوب نشد انگاری که کسی در احوال ما قضای حاجت کرده باشد.

امشب صدای عربده نمی آید.حال بنده خوب نیست.احساسی شبیه تهوع دارم.

دوستان انگار میدانند تی تی اینجا آنقدر تنهاست که گاهی غاز هم به چرا میبرد.امشب بمباران تماس ناموفق و پیام کوتاهمان نمودند با نمره های ناشناس.بنده هم که سنگینم و رنگینمو ننگینم.گفتم کور و کرم.

حالم بد است جدا".دلم یک ساناز میخواهد که سرش فریاد بزنم.
ساناز تو بزنگ من قول میدهم ملایم باشم.

*ساناز سربازی رفته ای؟!
**واسه فردا کلی مَقش دارم.کاش بتونم بنویسمشون.

+  سه شنبه 6 شهریور1386--تی تی |


 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE
EMAIL


 

بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک ... بی کار نیم اگر چه در کار نیم!



نوشته های پیشین

5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
5/22/2005 - 6/21/2005
4/21/2005 - 5/21/2005
3/21/2005 - 4/20/2005

پیوندها

مورچه
همه
نی نی
خاکستری
ويارهاي پسري آبستن
لاله تر از همیشه
عادت میکنیم
پیامبر دیوانه
افاضات
Frozen
Ballerina
HoSTiLe | دشمن
Last MelpomenE
Bingala
DanCe for Me
Hard Abusive
LittlebeE
گواش
!-- حس یازدهم --!
کدئین
آب رنگ
تکنولوژی خریت
دنیای سه بعدی
شعبده باز
افیون
الاغی که یونجه را فهمید
تراوشات ذهنی یک ابله
میکادونامه
کرم دندون
زیرپوش
نفس نکش،بخند بگو سلام
سرباز
مینویسد پس هست
Aunt Mary
یک روز بعد از ظهر
دفترچه یادداشت


RSS