تبليغاتX
Sleeper

"...تو مثه مخمل ابري ، مثه بوي علفي
مثه اون ململ مه نازکي.               اون ململ مه
که رو عطر علفا ، مثل بلاتکليفي
هاج و واج مونده مردّد، ميون موندن و رفتن     ....   ميون مرگ و حيات."

بالاي صندلي ، سرم تو کمده. دونه دونه کتاباي مامانو نگاه ميکنم. بلکه يه چيزي پيدا کنم به دردم بخوره بتونم بخونمش. صداي فريدون فروغي از تو اتاقم با صداي حرفاي مامان و دوستش قاطي شده.
مامانم ميره طرف اتاقم: گل جان، چايي تو ميذارم ... اِه! گل؟ کجايي؟ اون بالا چي کار ميکني؟
-دنبال کتاب!   
- چي ميخواي بگو بهت بگم کجاس.
- نميدونم چي ميخوام. پيداش ميکنم.

بعضي از کتابا خيلي قطورن. بعضياشون قديمي. کاهي با ورقاي زرد. "مردان زن ستيز ، مهماني خداحافظي ،عشق هاي خنده دار ، فروغ فرخزاد، صمد جاودانه شد ، مکتب ديکتاتورها ، از دولت عشق ، جنس دوم ، ... "کلي کتاب ديگه سياسي و اجتماعي و فلسفه و ... فکرشو ميکنم که بخوام فقط يک چهارم اينارو بخونم ،يه لحظه سرم گيج ميره! بعد تو کف دستم يه خارش شديدي حس ميکنم. مال خاکه!
پيش خودم فکر ميکنم. مامان چه جوري تونسته اين همه رو بخونه؟ پس بايد خيلي چيزا بدونه! ولي اکثرا ساکته. چرا؟ يه لحظه بعد احساس غرور ميکنم که اين کتابا مال مامانمه. فکر ميکنم چقد دوسش دارم.

يه کتاب قديميو باز ميکنم. صفحه اولش با يه مدادرنگي يه کم خط خطي شده. کار خودم بوده لابد! وقتي فسقلي بودم.خندم ميگيره.  نگام به يه کتاب ديگه ميفته. "از زخم قلب" اينو خودم براش خريده بودم.احمد شاملو. همونو ورش ميدارم صفحه ي 170 شعري که اولين بار خودش کنار تختم نشست برام خوندش.

"مثه برفايي تو.
تازه آبم که بشن برفا و عريون بشه کوه ، مثه اون قله مغرور بلندي
که به ابراي سياه و به باداي بدي ميخندي...

من باهارم تو زمين ، من زمينم تو درخت ، من درختم تو باهار .
ناز انگشتاي بارون تو خوابم ميکنه، ميون جنگلا طاقم ميکنه."

کسي نميخواد تبريک بگه؟ تولد مامانمه بابا!!!

+  دوشنبه 29 فروردین1384--تی تی |


" ميدوني گوش آدما براي شنيدن صداها و گرفتن امواج خيلي ضعيفه؟  اگر گوش انسان خيلي از ارتعاشات و صداهايي رو که الان نميشنوه رو ميشنيد ديوونه ميشد! حالا خفاشا گوشاي خيلي قوي اي دارن. انقدر قوي که از چشاشون براي کارايي مثه پيدا کردن مسير استفاده نمي کنن. صداهاي زيادي ميشنون. واسه همينه که هيچ خفاشيو نميبني که راه راست بره. انقدر صدا ها و امواج بهش فشار ميارن که گيج ميشه" 
اينارو آقاي مقيميان گفت تو کلاس. کلاس عربي.

ليوان و بطري نوشابه رو از رو ميز بر ميدارم ببرم بذارمشون تو آشپزخونه.  صداي تلويزيون مياد. راهرو کوچيک خونمونو که رد ميکنم ميرسم به اون يکي اتاق . يه سرکي ميکشم ميبينم مامان رو مبل جلو تلويزيون خوابش برده.
پنجره اون اتاق کوچيکه بازه. يه صداي ديگه با صداي آهنگي که تلويزيون پخش ميکنه قاطي ميشه.
مثه صداي دعوا. همونجا روبروي اتاق ميخکوب ميشم. نگاهم به پنجره س که بازه. صدا از طبقه ي بالا مياد. فحش و بد و بيراه. فقط ميفهمم که خانوم همسايه داره به  بچه ش فحش ميده.

" هشتاد هزار تومن پول اين لباسو دادم.ميگم کثيف ميشه ميگي نه! الهي بميري .الهي درد بي درمون بگيري.سرطان بگيري بابات خونه رو بفروشه بره دنبال خون بگرده برات ، منم برم......."

ديگه نميفهمم چي ميگه. بطري و ليوان تو دستمه. انگار خشک شدم. فقط نفهميدم يه لحظه چه جوري از اون عالم در اومدم. ميرم و وسايلو ميذارم رو ميز. هنوز داره جيغ ميزنه. ميرم تو اتاق پنجره رو همچين مي کوبم که خودم يه لحظه شوکه ميشم.

اين همه نفرين به خاطر يه لباس؟؟  به يه بچه ي 7/8 ساله؟ اونم بچه خود آدم؟ يکي نيست به اين آدما بگه اگه 80 تومن انقدر واست پوله بيخود ميکني واسه يه بچه ي کوچيک خرج لباسش ميکني. و فکر ميکنم از نظر روحي مشکل داره.  خندم ميگيره که اگه دادگاه مدني بود الان تبرئه ميشد.

گيج گيجم. مثه خفاشي که خيلي از صداهايي رو که نبايد ، شنيده!

+  چهارشنبه 24 فروردین1384--تی تی |


آخر زنگ شيميه با کلي اصرار دبيرمونو فرستاديم رفته تا دو دقيقه مخمون استراحت کنه. 5شنبه ها هميشه داغون ترين برنامه ريزي مال ما بوده از وقتي يادم مياد. امسالم: حسابان ، شيمي ،هندسه.
چقد خابالوام. تعجب نداره تا نزديکاي صبح داشتم کتاب مي خوندم. سرمو ميذارم رو ميز. صداي بچه ها از نيمکتاي پشتي ميادش "ک" داره از خاطرات عيدش ميگه!
زمزمه ميکنم....

هر وقت که دلم ميگيره اين شعرو مي خونم. يادم نمياد چند بار تاحالا خوندمش. هر وقتم که مي خونمش همش صداي شاملو تو گوشم ميپيچه ، و يادم نمياد چند بار فکر کردم که عجب صدايي داره شاملو!

احساس تنهايي مي کنم.

همونجوري که زمزمه مي کنم پا ميشم برم پيش بچه ها . "ک" گوشش تيز ميشه ميپرسه:
- چي مي خوني؟  سرمو نزديک ميکنم به سرش که به خودم زحمت ندم صدامو ببرم بالا!

- "دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه اي مي خواند . روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده ميگيرد و هر دانه ي برفي به اشکي نريخته ميماند.
سکوت سرشار از ناگفته هاست ، از حرکات ناکرده ، اعتراف به عشق هاي نهان و شگفتي هاي بر زبان نيامده.
درين سکوت حقيقتي نهفته است حقيقت تو ،   و من... "

ادامشو فقط واسه خودم مي خونم. و چقدر احساس تنهايي مي کنم. فکر ميکنم چقدر دلم گرفته.
 
هي! چند دقيقه س يادم رفته نبايد ياد تنهاييم بيفتم. به خودم ميام. يکي از بچه ها يه تيکه ميندازه همه ميخنديم. بعدشم من ، همين طور به ترتيب هر کي يه چيزي ميگه که همه رو ميخندونه.
هرهر و کرکر شروع ميشه .
 سي  ثانيه بعد  ازون ور کلاس ، يکي رو ميز ضرب ميگيره. همه دست! همه رقص...

فکر ميکنم نبايد فکر کنم دلم گرفته!

تا بعد ... باي رفقا

+  جمعه 19 فروردین1384--تی تی |


 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE
EMAIL


 

بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک ... بی کار نیم اگر چه در کار نیم!



نوشته های پیشین

7/22/2008 - 8/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
5/22/2005 - 6/21/2005
4/21/2005 - 5/21/2005
3/21/2005 - 4/20/2005

پیوندها

مورچه
همه
نی نی
خاکستری
ويارهاي پسري آبستن
لاله تر از همیشه
عادت میکنیم
پیامبر دیوانه
افاضات
Frozen
Ballerina
HoSTiLe | دشمن
Last MelpomenE
Bingala
DanCe for Me
Hard Abusive
LittlebeE
گواش
!-- حس یازدهم --!
کدئین
آب رنگ
تکنولوژی خریت
دنیای سه بعدی
شعبده باز
افیون
الاغی که یونجه را فهمید
تراوشات ذهنی یک ابله
میکادونامه
کرم دندون
زیرپوش
نفس نکش،بخند بگو سلام
سرباز
مینویسد پس هست
Aunt Mary
یک روز بعد از ظهر
دفترچه یادداشت


RSS