تبليغاتX
Sleeper

 

پس از مذاکرات بسيار با آنکه در آينه است و نگاه گنگش را به من دوخته، بعد از تلاش زياد براي دور انداختن متانت ساختگي که عاشق و ديوانه ميسازد بنگان ساده لوح خداوند را ، تمام قدرتم را يک جا جمع ميکنم و فرياد ميزنم:

زندگي حتي پست تر از شيرين کاري هايي است که هر روز به چاه مستراح ميريزند.

                              

+  یکشنبه 30 مهر1385--تی تی |



يک ليوان آب سرد - سه ليوان آب جوش. 10 - 15 دقيقه روي حرارت ملايم هم بزنيد

بايد اينو بخورم؟ خب آره چون چيز ديگه اي نيست. منم بلد نيستم. 4 دقيقه
من که خوب بهم ميزنم چرا گوله گوله ميشه؟  

چقدر دلم ميخواد تنها باشم. جدا" تنها باشم. نه کنار اين مترسکا.

شلواره خوبه ها!     8دقيقه

چرا تو کارم دخالت ميکني؟ خودم بلدم.

بلند ميگم خداياااااااااااا! تو دلم ميگم چرا منو نميکشي؟! بعد با قيافه اي بسيار جدي ميخندم.پرده ي گوشم پاره ميشه. 11 دقيقه

جدا" مخش کار ميکرده! 15 دقيقه وقت داري خودتو تخليه کني . همچين قاشقتو تو قابلمه فشار بديو بچرخوني تا از حال بري.

از بيرون صداي اربعده مياد.
کاش ميشد بهت بگم حالم از حرفايي که حتي خودتم باورت نميشه بهم ميخوره!

انقدر تند بهم ميزنم نصف سوپ ميپاشه بيرون.  13 دقيقه

همه ي آدما همينجوري ديوونه ميشن؟

لعابدارو غليظ.درست مثل دروغ هاي تو!
 
ميگه براي 4 نفر.احمق نميدونه من يه نفرم.  15 دقيقه

سوپ شما آماده س.

چه بي ريخت! نظرم عوض شد. فکر کنم اصلا گرسنه نيستم.

+  سه شنبه 25 مهر1385--تی تی |


هميشه،حتي وقتي از همه ي دنيا سير ميشي، سوژه اي براي قاه قاه خنديدن هست. مخصوصا وقتي ميشنوي که بهت ميگن: اميد داشته باش!(1)

امشب فهميدم چقدررررر غير قابل تحمل ميشم وقتي به کسي ميگم:ميدونم اين اخلاقم بده اما خب همينه! نميخوام تغييرش بدم.

خواب عجيبي ديدم . بيد مجنون،من،ماه،تنهايي...سکوت!
خواب ديدم که کسي اومد.عجيب تر از همه اينکه من نگرانش بودم!نگران اومدنش!

(کاش ميشد عجيب تر از اين بشه.ميشد با چشماي باز خواب ديد.)

آخ عزيزکم...
(این قسمتو برداشتم...نمیدونم چرا من هرچی مینویسم امر به عده ای مشتبه میشه!)

تا حالا تموم زندگيم همينطور گذشته: بسيار منطقي و خردمند از علايقت بگذر!

امشب يادم اومد تا حالا براي به دست آوردن احساس هيچ کسي زحمت نکشيدم.حتي سعي هم نکردم!
هه!چنين موجودي آيا،سزاوار عذابي اين چنين دردناک نخواهد بود؟؟

(1)خود من، چندبار باعث خنديدنت شدم؟

+  شنبه 15 مهر1385--تی تی |


 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE
EMAIL


 

بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک ... بی کار نیم اگر چه در کار نیم!



نوشته های پیشین

7/22/2008 - 8/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
5/22/2005 - 6/21/2005
4/21/2005 - 5/21/2005
3/21/2005 - 4/20/2005

پیوندها

مورچه
همه
نی نی
خاکستری
ويارهاي پسري آبستن
لاله تر از همیشه
عادت میکنیم
پیامبر دیوانه
افاضات
Frozen
Ballerina
HoSTiLe | دشمن
Last MelpomenE
Bingala
DanCe for Me
Hard Abusive
LittlebeE
گواش
!-- حس یازدهم --!
کدئین
آب رنگ
تکنولوژی خریت
دنیای سه بعدی
شعبده باز
افیون
الاغی که یونجه را فهمید
تراوشات ذهنی یک ابله
میکادونامه
کرم دندون
زیرپوش
نفس نکش،بخند بگو سلام
سرباز
مینویسد پس هست
Aunt Mary
یک روز بعد از ظهر
دفترچه یادداشت


RSS