تبليغاتX
Sleeper

هيچ حرف تازه اي نيست
هيچ فکر تازه اي

شعله پررنگ که تو شومينه ميرقصه توده ي افکار در هم و برهمو  با خودش داره.
خاطره هاي دور، سايه روشن...
از اون موقع که پرستوي بابا شدم
تا حالا دلم پرميزنه واسه کوچ.

زانوهامو دوست دارم.بي بهونه ميشه بغلشون کرد،بي مناسبت.

آتيش که کمرنگ ميشه پنجه ي پا،نوک دماغ، انگشتاي دست يخ ميکنه

شب رخنه ميکنه.
بيدارم.بيدار بيدار...
دو ساعت خواب ميخوام.بدون اينکه چيزي ببينم.
دو ساعت خواب بدون خواب.

فکر به چيزهاي نو جرات ميخواد.

آتيش که خاکستر شد وقت بوسيدن روزهاست.
وقت سرد شدن...تاريکي.

حالا ميخوابم.ميدونم خواب ميبينم.

نور محو شد...
من هم!

+  شنبه 25 آذر1385--تی تی |


حال باحاليه وقتي بعد از يه ماه دوستتو ميبيني.مياد بغلت ميکنه. محکم بغلت ميکنه،سرشو ميذاره رو شونه ت و... تپ! ميزنه زير گريه.
اون وقته که يادت مياد بيشتر از اوني که يادت بياد دلت براش تنگ شده بوده.

حال باحالي نيست وقتي غروب جمعه داري يه دوش توپ ميگيري فکر ميکني "اگه کيليدتو تو خونه جا بذاري چه غلطي ميکني؟"واسه يه خريد کوچولو از خونه بياي بيرونو دست کني تو جيبت ببيني کيليدو تو خونه جا گذاشتي.و البته هنوزم فکر نکردي که چه غلطي بايد بکني!
غروب جمعه...غروب بدون کيليدساز.

گوشيت يه شارژ بيشتر نداره.و تو 24ساعت محتاجشي.يه بند مسيج و زنگ...
خسته اي، درمونده اي.با فلاسک چايي مياي بالا سراغ نت.
دوست جونات ميان درد دل ميکنين...فال حافظ ميگيرن برات!!!! (ساغری)
کلي خوش ميگذروني.بغضتو ميدي پايين.

ساعت 4 صبح ميري تو رختخواب تا ظهر بيدار ميموني.
2بيدار ميشي تا 3 وول ميخوري.يه ليوان چايي ميريزي تو معدت.
ميري دنبال کيليدساز.

به سه نفر زنگ ميزني که خيالشونو راحت کني.
موبايلتو روشن ميکنيو جواب اس ام اساتو ميدي که بابا به پير و پيغمبر امروز زنده بودي.

دوستت زنگ ميزنه و يه ساعت حرف ميزني و بعدش ميبيني آخــــــــي! چقدر لازم بود.

دلت دوست داره تنگ شه اما نميذاري.
خونه رو مرتب ميکني يه ليوان شير ميخوري وسايلتو برميداريو برميگردي.

شام کوچولو،تلويزيون کوچولو،کتاب کوچولو،دوش کوچولو...

فلاسک چايي و ... اينجا!

خودتو ميکشي که يه جمله ي درست درمون بنويسي،نميتوني.

بارون ميباره.و فکر ميکني چقدر عاشق خودتي.چقدر خوبي.چقدر ساده اي.يه کمي ام خسته اي.از خودت دلجويي ميکني،قربون خودت ميري.
اينجاس که ديگه خيال خودتو راحت کردي.

+  شنبه 18 آذر1385--تی تی |


این پست نیست

نمیدونم چیه.

دارم خفه میشم همین!

تنهایی داره خفه م میکنه.

هر چی میگردم، تو گذشته، تو حال که ببینم چه غلطی کردم که مستحق این همه درده پیداش نمیکنم.

 اگه هستی رحم کن!

 

 

فنا شدم...غرق شدم

خدایا لهم! داغونم

خداااااااااااااااااااااا

+  چهارشنبه 8 آذر1385--تی تی |


 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE
EMAIL


 

بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک ... بی کار نیم اگر چه در کار نیم!



نوشته های پیشین

7/22/2008 - 8/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
5/22/2005 - 6/21/2005
4/21/2005 - 5/21/2005
3/21/2005 - 4/20/2005

پیوندها

مورچه
همه
نی نی
خاکستری
ويارهاي پسري آبستن
لاله تر از همیشه
عادت میکنیم
پیامبر دیوانه
افاضات
Frozen
Ballerina
HoSTiLe | دشمن
Last MelpomenE
Bingala
DanCe for Me
Hard Abusive
LittlebeE
گواش
!-- حس یازدهم --!
کدئین
آب رنگ
تکنولوژی خریت
دنیای سه بعدی
شعبده باز
افیون
الاغی که یونجه را فهمید
تراوشات ذهنی یک ابله
میکادونامه
کرم دندون
زیرپوش
نفس نکش،بخند بگو سلام
سرباز
مینویسد پس هست
Aunt Mary
یک روز بعد از ظهر
دفترچه یادداشت


RSS