تبليغاتX
Sleeper

 

*تي تي برگشت به خودش انگار.

صدايش کنيد"آدم".خوشش ميايد.به عبارتي خرکيف ميشود.
هر چند بعد که فکر ميکند حدس ميزند آدم مرد(1) بوده.

خب حوا که ميتواند باشد.
هوم؟
همان تي تي صدايش کنيد.نخواستيد هم اصلا صدا نکنيد.
کيف خرکي جفتک مي طلبد.من خيلي کار کنم انگشت شست پايم را ميتوانم تکان دهم.

**به ترکيب سه تار و پيانو  فکر کردين؟ خب حالا فکر کنين چی ميشه مخصوصا وقتي قطعات مال لاچيني باشه! يکي يه ليوان آب قند بده به من.

***شنيدي؟ يه ضرب المثلي هس که ميگه:
شاBEEPيدي تَرِش کردي،رBEEPدي بدترش کردي.
قابل تامله.و البته غیر قابل تحمل.

****منطقي (مثلا) که فکر کنيم ميفهميم هيچ بني بشري مقصر نيست اگر ما به طرز تهوع آوري صادق هستيم.

1.مرد=مذکر

+  سه شنبه 26 دی1385--تی تی |


 

 

چه آسان به دست آمدم،چه ساده بر باد رفتم...

 

 

+  جمعه 22 دی1385--تی تی |


مخ درد عجيبي دارم.
چشمهاييکه دليل سرخيشان نه بيخوابيست، نه بيتابي هاي آشکارم.
چقدر دلتنگم
براي همه آن چيزها که ندارمشان،همه آن چيزها که نداشتمشان.
يا داشتم و ديگر ندارم،يا دارم و نخواهم داشت،يا هيچ کدام!
باورم نيست اين من باشم
تمام ندانسته هايم را ميدانم
انگار خدا داستاني که در مخيله پرورانده ام را يواشکي دزديده حالا شماره به شماره در روزنامه زندگيم به چاپ ميرساندشان.
همه اش را ميدانم.هر روز خوشمزه هايش را جدا ميکنم.ميگذارمش در گنجه.براي زمستاني که بايد سر کنم.زمستاني که زود مي آيد.

ديگر حواسم را نميخواهم.(هيچ از 5).از ديدن و شنيدن و بوييدن و چشيدن و لمس اين خلا بيزارم.
ششميش هم به درک واصل شود.همان که يک بار هم محض رضاي من دروغ نميگويد.

کم نيستند کساني که مثل من از حقيقت ميگريزند.تکرار آنچه از بَريم تهوع آور است.
تلخ مثل کونه ي خيار.گس.مثل طعم لبهاي لکاته ي بوف.شايد!
حقيقتي که خيلي چيزها را دريغ ميکند.کِنِس!

اي بابا.هست که بگذرد...بيخيالش.

+  شنبه 16 دی1385--تی تی |


 

حذف شد!

+  پنجشنبه 14 دی1385--تی تی |



کنار اين روزها به يه چيزي احتياج دارم.يه چيزي مثه ديازپام.يا شايد تو مايه هاي...ديازپام!

کاش 6 ماه شب و روز داشتيم، 6 ماهم فقط شب.
شب...ازون سرداش!مثه امشب.

شب تار،شب بيدار
شب سرشار است.
زيباتر شبي براي مردن...
زيباتر شبي براي دوست داشتن.(1)

*امروز هيچ کاري نکردم.يه نگاه به دفترم،يه نگاه به کاغذا.وقت دارم هنوز.عوضش فردا شلوغم.
**منگم اما حواسم به همه چيز هست.اونقدر که شايد باور نشه.باورش هم نکنيد.راحتترم.
***تو فکرم.نميدونم فکر چي.ازون تناقضات عجيب و غريب.امان ازين خرچنگا.ازين مارمولکا.دلم براي پارسال تنگ شد...اونقدر مشغول و مجبور بودم که به جز دغدغه هام که روز به روز بيشتر ميشد وقت فکر به هيچ چيزيو نداشتم.نخواستم برگردم فقط فکر کردم آدم هميشه دنبال اون چيزيه که نداره.
****حذف شد

(1) ا.بامداد

در مورد بازی پسر آبستن مراجعه شود به ادامه ی مطلب.


ادامه مطلب

+  یکشنبه 10 دی1385--تی تی |


 

حذف شد!

+  دوشنبه 4 دی1385--تی تی |



چشام ميسوزه
دلم بيشتر

شونه خواستم امروز
دوتا دست خواستم
تنهام

خودخواه شدم امروز
دلم خواست يکي واسه غمم غم داشته باشه

خفه م. هيچي نميگم

مثه هميشه
دلم نمياد

*
الف-من نميتونم مثه تو باشم
-ميدونم
--آخه خيلي عجيب غريبي تو. ميدوني يعني...
-ميدونم
--نميتونم خودمو بذارم جات
-ميدونم
--خب پس خودت چي؟؟؟

-خودم؟...نميدونم!

**آخرش ازين خفگي خفه ميشم

+  دوشنبه 4 دی1385--تی تی |


 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE
EMAIL


 

بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک ... بی کار نیم اگر چه در کار نیم!



نوشته های پیشین

7/22/2008 - 8/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
5/22/2005 - 6/21/2005
4/21/2005 - 5/21/2005
3/21/2005 - 4/20/2005

پیوندها

مورچه
همه
نی نی
خاکستری
ويارهاي پسري آبستن
لاله تر از همیشه
عادت میکنیم
پیامبر دیوانه
افاضات
Frozen
Ballerina
HoSTiLe | دشمن
Last MelpomenE
Bingala
DanCe for Me
Hard Abusive
LittlebeE
گواش
!-- حس یازدهم --!
کدئین
آب رنگ
تکنولوژی خریت
دنیای سه بعدی
شعبده باز
افیون
الاغی که یونجه را فهمید
تراوشات ذهنی یک ابله
میکادونامه
کرم دندون
زیرپوش
نفس نکش،بخند بگو سلام
سرباز
مینویسد پس هست
Aunt Mary
یک روز بعد از ظهر
دفترچه یادداشت


RSS