|
وقتی "بود" یا "نبود" مون به یه "نون" بنده واسه چی داریم خودمونو تیکه پاره میکنیم؟
بعد اگه یه بدبختی مثه من بخواد خودشو بزنه به بوقی بهش میگن: سنگ بی احساس خودخواه گاو ... ولم کنین بابا آخ دلم میخواد فحش بدم.نمیدونم به کی؟ دلم میخواد اربعده کشی کنم.نمیدونم کجا؟ دلم میخواد زار بزنم.نمیدونم چرا؟ باز قاطی کردم بدجوری اه گور بابام اصلا فعلا همین تا بعد... *یه کنج با زاویه ی ۹۰ درجه.واسه یه شب مردن.ندارین؟ **یارو برگشت گفت: کنفسیوس میگه دو چیز در دنیا زیباست.گل و زن.خوش به حال شما که هردوش هستین.میخواستم بگم "اون خدابیامرز احتمالا منو زیارت نکرده بود."حال نداشتم.به یه لبخند اونم از نوع ابلهانه ش اکتفا کردم. + سه شنبه 24 بهمن1385--تی تی | -طبيب جان برايم حق انتخاب گذاشته: -عصر آخرين جمعه ي دي،تنها،رفتم،نشستم،ديدم،مثل آدمهاي به شدت متمدن و بافرهنگ بدون يک کلمه حرف،صرفا" گوش دادم به آنچه نواخته ميشد،از زور تنهايي آنقدر روي صداها،آواها متمرکز شدم که دست آخر چيزي نميشنيدم.بعد هم،بلند شدم،راه افتادم،برگشتم. -دوروبريام غم دارن.انگار دارم از دست ميرم.اکثرا" يه حالت عصبي قاطي با غصه دارن.مخصوصا" مامان.نميفهميدم چرا. -فکر کردم موقع رفتن بجز لباسا،چند تا کتاب خونده و نخونده و چندتا CD چيزي با خودم نميبرم.همه چي مدفون ميشه و من گه گاهي براي خوندن فاتحه سر ميزنم. + چهارشنبه 11 بهمن1385--تی تی |
|