تبليغاتX
Sleeper

وقتی  "بود" یا "نبود" مون به یه "نون" بنده واسه چی داریم خودمونو تیکه پاره میکنیم؟

بعد اگه یه بدبختی مثه من بخواد خودشو بزنه به بوقی بهش میگن: سنگ بی احساس خودخواه گاو ...

ولم کنین بابا

آخ دلم میخواد فحش بدم.نمیدونم به کی؟ دلم میخواد اربعده کشی کنم.نمیدونم کجا؟ دلم میخواد زار بزنم.نمیدونم چرا؟

باز قاطی کردم

بدجوری

اه گور بابام اصلا

فعلا همین تا بعد...

*یه کنج با زاویه ی ۹۰ درجه.واسه یه شب مردن.ندارین؟

**یارو برگشت گفت: کنفسیوس میگه دو چیز در دنیا زیباست.گل و زن.خوش به حال شما که هردوش هستین.میخواستم بگم "اون خدابیامرز احتمالا منو زیارت نکرده بود."حال نداشتم.به یه لبخند اونم از نوع ابلهانه ش اکتفا کردم.

+  سه شنبه 24 بهمن1385--تی تی |


-طبيب جان برايم حق انتخاب گذاشته:
1.ليوانهاي پر از چاي رنگ ج_ش
2.معده ي آبکش
معده ام علايقم را ميفهميد،کاملا درک ميکند که من عاشق چاي پررنگ هستم اما چه کند تحمل ندارد.
کل زندگي هم زياد فرقي با اين قضييه ندارد.چاي هاي پررنگ ديوانه کننده که بيشتر از الکل پاتيل ميکند،آن طرف هم معده ي سالمت که به تو و عاشقانه هايت نگاه عاقل اندر سفيه ميندازد.
از روي اجبار ميچسبي به دستگاه گوارش و بيخيال هر چه رويا ميشوي.
نکته ي جالب: ته همه ي اينها مرگ با تکرار واژه ي "اُسگُل ها" قاه قاه ميخندد.

-عصر آخرين جمعه ي دي،تنها،رفتم،نشستم،ديدم،مثل آدمهاي به شدت متمدن و بافرهنگ بدون يک کلمه حرف،صرفا" گوش دادم به آنچه نواخته ميشد،از زور تنهايي آنقدر روي صداها،آواها متمرکز شدم که دست آخر چيزي نميشنيدم.بعد هم،بلند شدم،راه افتادم،برگشتم.
آقاي مهربان را هم ديدم.او مرا نديد.منم گفتم نديدم.خر تو خري بود که شايد به خاطر عرض ارادت به يک استاد قديمي صندلي ام را از دست ميدادم.

-دوروبريام غم دارن.انگار دارم از دست ميرم.اکثرا" يه حالت عصبي قاطي با غصه دارن.مخصوصا" مامان.نميفهميدم چرا.
شنيدم بانو به کسي ميگفت: تي تي ميخواد بره که برنگرده.
يادم اومد دارم ميرم که برنگردم.يادم اومد اينا چرا اينجورين.انگار همه ميخونن.کارامو،حرفامو.خوش به حالشون.خودم هنوز حال خودمو نميدونم.

-فکر کردم موقع رفتن بجز لباسا،چند تا کتاب خونده و نخونده و چندتا CD چيزي با خودم نميبرم.همه چي مدفون ميشه و من گه گاهي براي خوندن فاتحه سر ميزنم.
چرا انقدر مطمئنم اونقدر ها که بقييه ميگن سخت نيست نميدونم!
راستي
من با يه مورچه همخونه ميشم.

+  چهارشنبه 11 بهمن1385--تی تی |


 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE
EMAIL


 

بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک ... بی کار نیم اگر چه در کار نیم!



نوشته های پیشین

7/22/2008 - 8/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
5/22/2005 - 6/21/2005
4/21/2005 - 5/21/2005
3/21/2005 - 4/20/2005

پیوندها

مورچه
همه
نی نی
خاکستری
ويارهاي پسري آبستن
لاله تر از همیشه
عادت میکنیم
پیامبر دیوانه
افاضات
Frozen
Ballerina
HoSTiLe | دشمن
Last MelpomenE
Bingala
DanCe for Me
Hard Abusive
LittlebeE
گواش
!-- حس یازدهم --!
کدئین
آب رنگ
تکنولوژی خریت
دنیای سه بعدی
شعبده باز
افیون
الاغی که یونجه را فهمید
تراوشات ذهنی یک ابله
میکادونامه
کرم دندون
زیرپوش
نفس نکش،بخند بگو سلام
سرباز
مینویسد پس هست
Aunt Mary
یک روز بعد از ظهر
دفترچه یادداشت


RSS