تبليغاتX
Sleeper

 

یکی بیاد منو ببره

یکی بیاد دستمو بگیره، یه بسته پاستیل بهم بده

ببردم قبرستون

یه قبر برام بخره

من بخوابم اون تو

خاک بریزه روم

منم پاستیل میخورم

بعد یه سنگ بذاره روش.

همین دیگه. بعدش بره.

 

*پاستیلش کوکا باشه.

**کلاغا رو سنگم ‌نBEEPینن.وسواسی م کمی!

***میگم میشه شب جمعه ها اون کتابی که کنار تختمه رو بیاری بخونی؟ تمومش نکردم تو کفم.از ۲۵۶ بخون لطفا.

+  دوشنبه 29 مرداد1386--تی تی |


 


آنقدر گمم میان اشکهايم
که به ديد هيچ کس نمي آيم.

عاشقانه هايم را از ياد برده ام.
روزهاي خوب را با انگشتان ميشمرم.9 تا.
و شست دست چپم ميماند براي آن خوب خوبه اش!
نگاهش ميکنم و ميخندم.

چه کسي تا بحال اينگونه مشتاق! به خود شست نشان داده؟  

                                

                                                              

+  پنجشنبه 25 مرداد1386--تی تی |


 

تکلیف آن بخت برگشته ای که روان زنانه اش تمایل به مونث و آنیموسش کشش به رجال دارد چه میشود؟
این آن را خنثی میکند؟
یا میشود یک اعجوبه ی چهار جنسه طفلی؟

 
*نکته ی اخلاقی: بچه رو نبرید تو کوچه.بیمار میبینه ذهنش خلاق میشه.در نهایت هم چرت و چلا مینویسه.

+  یکشنبه 21 مرداد1386--تی تی |


 

چه بی اندازه پرشورم.

دلم قهقهه میخواهد.
بوی شن
باد
 پاستیل...
و حرف هایی که قند را در دل آب میکند.که شک اینکه میخواهی یا نه را یقین کند.
دلم عشق میخواهد.

.

چه دخترانه و متین شده ام امروز.

+  یکشنبه 21 مرداد1386--تی تی


 

ما کاری به حکم نداریم

حکم رو کاغذ مال محکمه س.
اصلیت حکم مال خداس
که ما و منش ریخته و گلریزون میکنیم واسه کسی که آزاد میشه ازین چاردیواری
که همه ی دنیا چاردیواریه!

...

سلامتی سه تن. ناموس و رفیق و وطن
سلامتی سه کس. زندونی و سرباز و بی کس
سلامتی باغبونی که زمستونشو از باهار بیشتر دوس داره.
سلامتی آزادی...سلامتی زندونیای بی ملاقاتی.

 
*سلامتی!
**منبع: نیازی به معرفی نداره.

+  جمعه 19 مرداد1386--تی تی |


 

دعوا اگر نمک زندگی باشد،

غصه و اشک و تنهایی احتمالا میشود زردچوبه و فلفلش.

این زندگی من چقدر Spicy شده است بلاگرفته!

+  پنجشنبه 18 مرداد1386--تی تی |


 

زمانی که خسته تر از آنی که فکر کنی ، فکر ها می آیند سراغت.

و تو توی تختت نیمه شب کلی متفکر میشوی و بزرگ ترین و محال ترین تصمیمات عمرت را میگیری.

افکارت به سمت آسمان پرواز میکنند، به سقف میخورند و برف شادی میشوند روی سرت.

کیفور میشوی و نیشت تا بناگوش باز میشود که: هی هی! چه گنده گ و ز ی ها فرمودیم! سرخوش گشتیم.

*تذکر: خفه شیم."محال" هست.این  کلمه محض خنده به وجود نیومده.

+  سه شنبه 16 مرداد1386--تی تی |


 

ترمینال

حاج آقا با یکی دو تا ازون کتابا نشسته بود.کره و نره خرش م اون طرف.فاصله اش با حاج خانوم، نمیدونم چقدر بود اما اونقدر که تا نگاهای دلبرانه شونو  دنبال نمیکردی نمیفهمیدی با همن.ساک ها رو گذاشته بودن روی صندلی ها ی بین ِشون.

صدا کردن: حاج آقا فلانی ماشین حاضره بفرمایین بیرون.

حاج آقا پا شد کتابا تو دست یه اشاره ای به حاج خانوم کرد.کره کفشهاشُ روی زمین میکشد.نره کمربندشُ با گردنبند اشتباه گرفته بود.

حاج خانوم بلند شد.اول چادرشُ زیر دست جمع کرد بعد سه چهار تا ساکُ برداشت کشون کشون رفت طرف در.

داشتم تو دلم غرغر میکردم که: سه تا نره غول همرات باشن اونوخت...

شنیدم یه صدای زنونه از ردیف پشتی فکرمو  به کناریش گفت. البته کمی متین تر.

*نکته اخلاقی:در اماکن عمومی فقط به کفشهاتون نگاه کنین.

+  یکشنبه 14 مرداد1386--تی تی |


 

به یه جمله ای اعتقاد دارم:وقتی چیزی را برای کسی بازگو نکنی، کم کم خودت هم فراموش میکنی انجامش داده ای.

میدانی عزیزک...

خیلی چیزها بود بین من و تو که نگفتی و نگفتمش به هیچ کس.

و خب خیلی ساده ، "خیلی چیزها" فراموش میشوند. 

+  شنبه 13 مرداد1386--تی تی |


 

موارد احساسی تو زندگی آدما مثل مشروبِ بدن.

یک و دو و سه و ... بعدش نمیتونی از جات پاشی.تازه بلندم که بشی نمیتونی رو یه خط راست راه بری.

 صافم که بری وسط راه ولو میشی.

زودتر از اون که فکر کنی با سردرد فردات چیکار کنی از هوش رفتی.

+  شنبه 13 مرداد1386--تی تی |


 

سی و ششمین بود انگار

المپیادو میگم

از یکی پرسیدن هدفت از شرکت تو این المپیاد چی بود؟

گفت: Having fun & maybe winning sth

Cut شد مترجمه گفت: دیدن و آشنایی با کشور ایران و شایدم یه جایزه ای بردن.

*نکنین این کارارو تو رو خدا! 

+  جمعه 12 مرداد1386--تی تی |


 

واقعیت اینه که هیچکی هیچ اشتباهی نمیکنه

بنده خرم

شما ببخشید

+  سه شنبه 9 مرداد1386--تی تی |


 

-بفرمایید

--مم...خانوم راستش من ماشین نمیخوام.فقط دچار کمبود محبت شدم.یه دونه از اون "قربونت برم" هاتون بگین کلی کمکم میکنه.نه که غربتی م هستم اینجا!

+  جمعه 5 مرداد1386--تی تی |


 

این روزا همه از من ناراضی ن و من از همه

خیلی خوش میگذره کلا

+  جمعه 5 مرداد1386--تی تی |


 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE
EMAIL


 

بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک ... بی کار نیم اگر چه در کار نیم!



نوشته های پیشین

7/22/2008 - 8/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
6/22/2007 - 7/22/2007
5/22/2007 - 6/21/2007
4/21/2007 - 5/21/2007
3/21/2007 - 4/20/2007
2/20/2007 - 3/20/2007
1/21/2007 - 2/19/2007
12/22/2006 - 1/20/2007
11/22/2006 - 12/21/2006
10/23/2006 - 11/21/2006
9/23/2006 - 10/22/2006
8/23/2006 - 9/22/2006
7/23/2006 - 8/22/2006
6/22/2006 - 7/22/2006
12/22/2005 - 1/20/2006
11/22/2005 - 12/21/2005
9/23/2005 - 10/22/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
5/22/2005 - 6/21/2005
4/21/2005 - 5/21/2005
3/21/2005 - 4/20/2005

پیوندها

مورچه
همه
نی نی
خاکستری
ويارهاي پسري آبستن
لاله تر از همیشه
عادت میکنیم
پیامبر دیوانه
افاضات
Frozen
Ballerina
HoSTiLe | دشمن
Last MelpomenE
Bingala
DanCe for Me
Hard Abusive
LittlebeE
گواش
!-- حس یازدهم --!
کدئین
آب رنگ
تکنولوژی خریت
دنیای سه بعدی
شعبده باز
افیون
الاغی که یونجه را فهمید
تراوشات ذهنی یک ابله
میکادونامه
کرم دندون
زیرپوش
نفس نکش،بخند بگو سلام
سرباز
مینویسد پس هست
Aunt Mary
یک روز بعد از ظهر
دفترچه یادداشت


RSS