No moonlight , No vodka
I just can stare at the cloudy sky and think about the moonlight,
.drink a tea and think of vodka
.And listen to the song
Nothing to feel , Nothing to taste
We just can hear a whisper
And think about that
MAYBE ONEDAY!!!
+ پنجشنبه 29 شهریور1386--تی تی
|
من الان خیلی سرخورده ام.یکی دو روز هم هست که یک لکه ی فرمز در چشم چپم دلبری میکند.احتمالا گریه کرده ام از اندوه زیاد.شاید خودکشی هم کرده ام یادم نمی آید.
باز هم به ما انگ همجنسگرایی زده اند! با این تفاوت که دفعات پیش شک بر این بود که مشکل جنسی داریم . این بار گمان میکنند مشکلمان صرفا روحیست.
گاب در کتاب عشق سالهای وبا ش از زبان طبیبی گفت:
مردم دودسته اند.یک آنهایی که راحت میتوانند قضای حاجت کنند، دو آنهایی که نمیتوانند.
آنفرچنتلی بنده جز دسته ی دوم هستم
در همان کتاب از زبان شخصیت دیگری گفته:
آدمها دو دسته اند.آنهایی که استعداد عشق ورری دارند و آنهایی که ندارند.
مسلما باز من بی استعدادم که این همه سو تفاهم در مورد مسائل فیزیکی و منتالی م پیش می آید.
و کشف تی تی:
آدمها دو دسته اند.آنهایی که درس خواندن بهشان می آید و آنها که که بهشان نمی آید.
سه ماه اینجا خودکشی کردم.مخم خزه بست.آب پز شدم.در نهایت فهمیدم واحدهای آن درسی که در غربت کلاسهایش را رفتم تا کمی جلو بیفتم را در دانشگاه حذف کردند!سرزمینی که در آن باید از روی معده عمل کرد!
در مورد آخری خودتان به قضاوت بنشینید.یا هم بایستید.
*پس از تعمقات بسیار در این جمله در مورد آبستن جان هم به نتایجی رسیدم!شرمنده.انصافا شک برانگیز بود 
**نکته ی اخلاقی: وقتی در حال غرق شدنی چنگ بیانداز و فرو ببر!
+ دوشنبه 19 شهریور1386--تی تی
|
ارنستو
رعنای من!
نمیدانم جبر زمانه بوده یا شیطنتت های رفیقت کاسترو.شاید هم تقصیر علم است که اینقدر دیر پیشرفت کرد.
شاید اگر فریز میشدی
الان برایت گل گاو زبان دم میکردم اینقدر جوش نزنی.
هالیوود بیشتر از کوبا به تو نیاز داشته بی پدر.
*وقتی جنبه ی نگاه کردن به آلبوم یک شخصیت بزرگ تاریخی را نداشته باشی.
+ یکشنبه 18 شهریور1386--تی تی
|
جای یک چیزی بین Quick comment ها کم است.دقیقا زیر BEST 360 EVAR!
چیزی مثل "چه انی!"
*من باادبم ، صرفا در تربیتم کم توجهی شده.
+ یکشنبه 18 شهریور1386--تی تی
|
در مملکتمان گاهی معجزه میشود اساسی.طرف سوار پیکان صفر نشده میپرد تو کشتی آن هم کشتی آقا.آقا بهش پیشنهاد بساز بفروشی میدهد.خوشا به سعادتش!
گاهی در و گوهر میفشانند."چه معنی دارد مملکت اسلامی اینترنت داشته باشد؟"
ساکنان سرزمین بعضی اوقات تشخیص هم میدهند.موسیقی و مجسمه سازی فساد می آورد با خودش.
در مملکتمان ظرف روغن نباتی تولید میشود مثل شمش! "دیگر دست را نمیبُرَد" به ما چه که آن بی دینان فرت فرت ماهواره می اندازند به فلک؟
دست میزنیم زیر چانه دنبال یک نکته در برنامه های طنزمان که خرکیف شویم و بگوییم: بلی!
آزادی بیان که داریم میماند آزادی پس از بیان.ما به ریش نداشته مان خندیده ایم.
مرحبا! اینجا همان خاکیست که آزادی اش تقریبا مطلق است.تحریممان کنید!خودمان میسازیم. هسته اش را داریم.
*ملودی آهنگ Nothing else matters را گذاشته اند در برنامه ی کوله پشتی.وای بر ما وای!
**ما بسی حیوونکی هستیم.
+ جمعه 16 شهریور1386--تی تی
|
یک ضرب المثلی نیست محض رضای خدا به بعضی ازین مخلوقات بگوید: وقتی چیزی برای چ-سی آمدن نداری نیا تصدقت.نمیمیری! ملت نمیگوید بلد نبود.
باشد که به واسطه ی گاز درونی معده ات سنگین تر و در نتیجه جذابتر به نظر بیایی.همه کاری باید شرافتمندانه باشد!
*پیشنهادی: چ-سی نیا بهر کسی ، اول خودت بعدا کسی.
** این دو روزه هی آهنگهای مبتذل اجنبی ها را دی ال می کنم.گویی فنر قورت داده باشم ، قر میدهم آی قر میدهم!
+ جمعه 9 شهریور1386--تی تی
|
بغض داره خفه م میکنه.
اما خفه نمیکنه حمال.
لِ هَ مْ 
edited:نه آن شب نه شب هایی دیگر هیچ سانازی با تی تی تماس نگرفت.نه مذکر ، نه مونث.نه هر دو.
تف به گور نداشته م.منم یه احمقم مثه همه.منتها احمقی که (...)*نه همون که اول گفتم.
*حذف شد.
+ پنجشنبه 8 شهریور1386--تی تی
|
دیشب صدایی مردانه از همسایگی می آمد که داد میزد
که فحش میداد.البته ناموسی نبود فحش هایش.
طرف هرکه بود زن بود.اسمش هم ساناز بود.آن طرف خط حرف میزد.
مرد عربده میکشید.گاهی انگار که بزند زیر گریه بعد ساکت میشد.باز داد و بیداد...
حال بنده بد شد.پنجره را بستم باز هم خوب نشد انگاری که کسی در احوال ما قضای حاجت کرده باشد.
امشب صدای عربده نمی آید.حال بنده خوب نیست.احساسی شبیه تهوع دارم.
دوستان انگار میدانند تی تی اینجا آنقدر تنهاست که گاهی غاز هم به چرا میبرد.امشب بمباران تماس ناموفق و پیام کوتاهمان نمودند با نمره های ناشناس.بنده هم که سنگینم و رنگینمو ننگینم.گفتم کور و کرم.
حالم بد است جدا".دلم یک ساناز میخواهد که سرش فریاد بزنم.
ساناز تو بزنگ من قول میدهم ملایم باشم.
*ساناز سربازی رفته ای؟!
**واسه فردا کلی مَقش دارم.کاش بتونم بنویسمشون.
+ سه شنبه 6 شهریور1386--تی تی
|
گواش خان جان دعوت کردن.سپاس!
«اگه بخوای بهترین کار رو برای کسی که دوستش داری انجام بدی چیکار میکنی؟»
ازش میپرسم : چیکار کنم برات اگولی پگول؟
«چهار اتفاق بزرگ زندگیت که باید حتمن بهش اشاره بشه؟»
1.بلغور کردن کلماتی نظیر "مامان و بابا" 2.رهایی از چنگال سیمپیچی های ارتودنسی وامونده 3.آشنایی با پدیده هایی مثل پاستیل و آب انار 4.آمد و شد "نکی" در زندگی م....5.جشن عبادت!!
«چهار اتفاق که بهشون اشاره نشه بهتره؟»
1.اتفاقی که در 8 و نیم سالگی افتاد.2.اتفاقاتی که در 18 سالگی افتاد.3.اتفاقاتی که نیافتاد.4.هر سه مورد.
«خلاصهای از اخلاق و شخصیتم؟»
نامتعادل.دارای تضادهای شدید درونی و بیرونی.بدبین.اما مهربون و قابل اعتماد.حساس.تنبل.در کل چل خوبی هستم.
*با پاستیل و آب انار و آب زرشک هم میشه خرم کرد.
«با در نظر گرفتن قیافهم کدوم بازیگر رو برای ایفای نقش خودم مناسب میدونم؟»
اِدی مُرفی!
ولی حالا مثلا جدی.نقل است که شباهت زیادی بین بنده و "سمور " در کارتون Over the hedge وجود دارد.
+ یکشنبه 4 شهریور1386--تی تی
|
هاله اسفندیاری بازیگر خوبی نیست اما
از نویسنده ی فیلمنامه باید تقدیر کرد
شاخی شد در عرصه ی تخیل.
فراتر از جی.کی. رولینگ!
+ جمعه 2 شهریور1386--تی تی
|